<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وقتی صدایم را می شنوی</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/</link>
<description>مخصوص دختران وپسران افغانستان / منم توی اونه ماییم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 25 Nov 2009 15:36:06 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فیلمی کوتاهی از محمد رضا صاحیبداد</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;div&gt;&lt;object width=&quot;480&quot; height=&quot;365&quot;&gt;&lt;param name=&quot;movie&quot; value=&quot;http://www.dailymotion.com/swf/xb9eff&amp;related=0&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowFullScreen&quot; value=&quot;true&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowScriptAccess&quot; value=&quot;always&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;embed src=&quot;http://www.dailymotion.com/swf/xb9eff&amp;related=0&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;365&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://www.dailymotion.com/video/xb9eff_yyy-y-yy_shortfilms&quot;&gt;خشت و دل&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;envoy&amp;eacute; par &lt;a href=&quot;http://www.dailymotion.com/samtoto111&quot;&gt;samtoto111&lt;/a&gt;. - &lt;a href=&quot;http://www.dailymotion.com/fr/channel/shortfilms&quot;&gt;Regardez des web séries et des films.&lt;/a&gt;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 15:36:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Les fils afghans de Gengis Kha</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>
&lt;p class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: medium; &quot;&gt;C’est l’histoire d’une formidable enquête : à partir d’un
simple chromosome, des chercheurs affirment que les Hazaras sont les
descendants de Gengis Khan.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;h2&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: medium; &quot;&gt;Dans son bureau d’Oxford le professeur Chris Tyler-Smith nous accueille,
tongs aux pieds. Physique de Jésus et douceur évangélique, il nous expose l’hypothèse
stupéfiante établie par vingt-trois généticiens des plus grandes universités du
monde. En étudiant le chromosome Y (que seuls les hommes possèdent) dans le
sang de 2123 habitants mâles d’Asie centrale, les chercheurs ont découvert qu’il
présentait, chez la majorité de ces individus, des caractéristiques génétiques
identiques. « la présence récurrente de cette particularité génétique
dans une population donnée ne peut pas être le fruit du hasard », souligne
le professeur Tyler-Smith. Des calcule de modélisation mathématique ont alors
permis de déterminer que 8% des hommes vivant de l’Afghanistan au nord-est de
la Chine, soit quelque 16 millions de personnes, descendent bien d’un seul et
même ancêtre paternel , qui aurait vécu il y a environ mille ans. « L’histoire
de la région nous a conduits à l’hypothèse suivante, explique Tyler-Smith. Tous
ces gens seraient des descendants de Gengis Khan, le seul homme capable d’avoir
engendré une aussi nombreuse lignée ! » Hypothèse folle ? Pas
tant que cela. Les peuplades concernées vivant toutes sur un territoire jadis
conquis  par Gengis Khan. L’appétit sexuel
du personnage reste légendaire : il avait six épouses officielles,
considérait le viol des filles et des épouses de ses adversaires vaincus comme
une récompense due au guerrier et entretenait des dizaines de harems où il aimait
à se prélasser. Ces mœurs se sont   perpétuées dans sa famille, puisque Marco Polo
raconte que l’empereur Kubilaï Khan petit-fils de Gengis, avait vingt-deux fils
légitimes et choisissait  chaque année une
trentaine de concubines vierges. « Le traçage du chromosome Y nous permis
de remontrer jusque avant la naissance de Temudjin, le futur Gengis Khan.
Il n’indique donc pas forcément une descendance directe de l’empereur mongol
mais vraisemblablement de sa famille : parents. Grands-parents ou frères »,
précise Tyler-Smith.  &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/h2&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 20:23:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این راه هم همان بن بست است اما طولانی مثل یک کوچه</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;جدیدا جوانان افغانی راه مهاجرت را باز درپیش گرفته اند چون کشور های که زندگی میکنند هم مانند بن بستی شده که راهی برای پیش رفتن ندارد پس از روی دیوار ها می گذرند تا به جایی برسند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رشد مهاجرت افغانها به اروپا در سال2008 به%85  رسیده است چه بسا که در سال 2009 این آمار رشد زیاد تری داشته باشد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما در این میان بیشتر مها جرین سنین بین 20 تا 30 سال را دارند &lt;/p&gt;&lt;p&gt;البته دلیل رشد آمار به این دلیل زیاده بوده که قبل ار 2000 تعدادی کمی افراد به کشور های اروپای مهاجرت می کردندمثلا آلمان که بیشترین مهاجر افغانی را دارا است که تعداد شان به 64000 نفر می رسد . ولی افغانها از نظر ردبندی در رده یازدهم قرار دارند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بیشتر پناهندگان در سال 2008 به نروژ پناهنده شده اند &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما این راه تا کی مشکلات ما را حل خواهد کرد این روش ها همانند قرص های مسکن هستند نه یک راه برای التیام همیشگی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هرگونه سوال در مورد پناهندگی در اروپا دارید به این ایمل سوال خود را بفرستید raha_abd99@yahoo.com&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ادامه بحث را امشب یا فردا تمام می کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 16:15:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>افغانیهای تهران( یک متن فاشیستی از خبر گزاری دولتی ایران ایسنا)</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description> &lt;STRONG&gt;افغان‌هاي تهراني؛ &lt;BR&gt;مهماناني كه به راحتي مي‌آيند و نمي‌روند و تهراني مي‌شوند!&lt;BR&gt;كودكاني كه كابل را با تهران مي‌شناسند&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;!&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;سرويس: اجتماعي – شهري&lt;BR&gt;آنها كابل را با تهران مي‌شناسند، ‌لباس بلند و شلوار گشاد محلي را در آورده‌اند و اينجا در تهران تي‌شرت مارك‌دار و شلوار جين مي‌پوشند. آدامس مي‌جوند و گاهي كه پول توي جيبشان باشد خرج‌هاي آن چناني مي‌كنند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رويت را كه بر مي‌گرداني، كم نيستند دختران جوان افغان كه شال‌ها، روسري‌ها و مانتوهاي رنگارنگ مد روز تهراني‌ها را بر سر و تن دارند و ديگر چادرهاي بور چيني را از سر برداشته‌اند و فقط زن‌هاي قديمي‌تر افغان در مناطق محروم‌تر اين سر و وضع را دارند. اينها دختران نسل جديد افغان‌هاي تهراني هستند كه چشم‌هاي بادامي و تنگشان را آرايش مي‌كنند و خيابان‌هاي شمالي تهران را خوب مي‌شناسند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينها هم نسل سومي هستند، مثل ما تهراني‌ها كه نسل سومي داريم،‌اما با تفاوت اينكه نسل سوم آنها در بهترين شرايط تاريخي آب و اجداديشان به سر مي‌برند، دوراني كه پدرانشان در خواب هم نديده‌اند!&lt;BR&gt;هرچند تهراني‌ها هنوز وقتي واژه «افغاني» را مي‌شنوند ياد چيزهاي خوبي نمي‌افتند و هنوز اين واژه براي افغان‌ها نوعي تحقير شمرده مي‌شود، هرچند كه هنوز افغان‌هاي ـ البته مجازـ همچون ساير مهاجران و پناهندگان دركشورهاي دنيا موقعيت اجتماعي و شهروندي ندارند، اما به نظر مي‌رسد همين شرايط ترديد و گريز و بي‌تفاوتي دولت ايران نسبت به اخراج آنها برايشان شرايط مطلوبي را فراهم كرده باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عين حال نبايد ساير امكاناتي كه برايشان فراهم شده را در نظر نگرفت، چه اينكه همين شرايط مهمان نوازي ايرانيان بيش از حد متصور و لازم بوده و تاكنون هم صدمات جبران ناپذير اجتماعي، اقتصادي و حتي امنيتي را براي ايراني‌ها و دولت فراهم كرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افغاني‌هايي كه هر روز بيش از دو دلار خرج يارانه‌هايشان براي زندگي در شهر مي‌شود؛ ديگر به هيچ قيمتي حاضر به رفتن به شهر و ديار خود نيستند. چرا كه اينجا هم كار دارند،‌هم زن، هم درس دارند و هم تفريح و امنيت و آسايش و ... يعني به اصطلاحي هم دين دارند، هم دنيا!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بيست سال پيش وقتي يك افغان را توي خيابان‌هاي تهران مي‌ديديم در موقعيت‌هايي نظير حفر كانال‌هاي آب و فاضلاب، چاه‌ها، زمين‌هاي كشاورزي، كارگر شهرداري و ... بود اما حالا افغان‌ها همه جا هستند، در هر كار ردپايي دارند، پير و جوانشان را مي‌توانيد در همه جا پيدا كنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر حوزوي باشيد و اگر دانشگاهي، اگر تجارت كنيد و خريد و فروش، اگر در كار فرهنگ باشيد و آموزش و يا اگر در كارهاي خلاف و قاچاق و ... باشيد حتما يك افغان هم آنجاست و آنقدر در برخي از شغل‌ها و صنوف جاي خود را محكم كرده‌اند كه در جريان برنامه دولت ايران براي اخراج آنها، اين كارفرمايان ايراني و برخي از مسؤولان صنوف بودند كه مخالفت‌هاي جدي را مطرح كرده و جلوي اخراج را مي‌گرفتند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سوي ديگر نمي‌توان اين نكته را از نظر دور داشت كه متاسفانه جمعيت مهاجران مجاز و غيرمجاز افغان‌ها در زمان ارتكاب جرم چندان مشخص نيست و در نگاه مشاهده كننده بيروني بين اين افراد تفكيكي وجود ندارد و عموما ارتكاب جرم افغان‌هايي كه چند ماه بيشتر درايران نيستند ، شرايط زندگي وامنيت كار افغان‌هاي مجاز را هم بر هم مي‌زند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نسل اول&lt;BR&gt;جنگ زده‌هايي كه مهماني را شروع كردند&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;بخشي‌ از آنها همان پيرمردهاي افغان هستند كه در روزهاي پس از پيروزي احمد شاه مسعود ـ فرمانده قهرمان جهاد و پايداري ـ به كشورشان برگشتند تا در همان خاك هم به خاك سپرده شوند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما پيرمردهاي افغاني كه در تهران مانده‌اند در هر سن و سالي كه هستند با شرط سلامت بايد در كنار ساير اعضاي خانواده كار كنند، در ايران كه باشند براي آنكه زندگي روي غلتكش بچرخد بايد كار كنند، اين قانون اين شهر است و افغان‌هايي هم در اين سه دهه حضور در اين پايتخت عريض و طويل اين موضوع را خوب فهميده‌اند.&lt;BR&gt;اين نسل اما و اگر و حقي هم به گردن نسل‌هاي بعدي دارد، نقشي كه بسيار مهم است و باعث ثبات تقريبا نسبي افغان‌ها در تهران و البته ايران شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بدون شك اگر سه دهه پيش، نه ! اما تا همين ده- پانزده سال قبل افغان‌ها دست از اصرارشان براي ماندن در ايران برمي داشتند و ايران مثل قديم‌تر‌ها برايشان فقط همسايه مي‌ماند، در اين صورت نسل‌هاي بعدي كه ديگر چهره‌هايشان هم به افغان‌ها نمي‌رود، در خاك آبا‌و‌اجداديشان بزرگ مي‌شدند و به راستي اگر در همان زمان حضور نيروهاي ائتلاف شمال(نيروهاي همراه احمد شاه مسعود) همه افغان‌هايي كه به ايران و ساير نقاط دنيا مهاجرت كرده بودند برمي‌گشتند آيا اين كشور باز هم به كام نيروهاي طالبان شيرين مي‌شد !؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هر روي داستان افغان‌هاي كارپيشه و قانع در ايران با همين نسل اول افغان‌هاي مهاجر شروع شد و تا امروز ابعاد و شكل‌هاي جديد، منحصر به فرد و تا حدودي خطرناك به خود گرفته است و حالا اين نسل يا ديگر زنده نيستند، يا از كار افتاده شده‌اند و جايشان را به نسلي داده‌اند كه سه دهه پيش در كنار پدر و مادرشان نمي‌دانستند كشورشان را به كدام مقصد ترك مي‌كنند و آيا باز هم بر‌مي‌گردند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;نسل دوم&lt;BR&gt;بنيانگذاران كار زياد با مزد كم ! ازدواج ايراني و مقاومت براي نرفتن&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;وقتي مردان افغان دست زن و بچه‌هاي خود را گرفتند و راهي ايران كه نزديك‌ترين، بازترين و راحت‌ترين مرز را داشت شدند، فرزندانشان هيچ وقت به اين سرزمين جديد، دور شدن از وطن يا حتي وضعيت زندگيشان فكر هم نمي كردند، در آن روزهايي كه كودكان افغان گرسنه بودند، حتما فكركردن به اسباب‌بازي و يا حتي خود بازي برايشان بي معنا بود و گرسنگي نمي گذاشت كه به جايي كه مي‌روي فكر كني ! نسل دوم ، همين كارگران امروز و چند سال پيش ما در ايران هستند، پدران همين كودكاني كه ديگر كشورشان ايران شده و زبانشان هم برگشته !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش ايسنا، مردان افغاني كه بدون خانواده و براي كار به ايران مي آمدند، به دليل حفظ ارتباط با خانواده و كشورشان احتمال و انگيزه بيشتري براي بازگشت داشتند اما بخش قابل توجهي از افغان‌هاي مجاز و غير مجازي كه با خانواده آمدند ديگر حتي با اجبار هم از ايران بيرون نرفتند و امروز حدود دو دهه است كه ايراني! تهراني، شيرازي، مشهدي و ... هستند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسل دوم افغان‌هاي تهراني اما نسبت به نسل قبلي فرصت بيشتري آموزش، بهداشت، كار و در نهايت زندگي داشتند و توانستند با گرفتن دختران فقير از خانواده‌هاي محروم ايراني خود را به ايراني‌ها آنچنان وصل كنند كه تا چند نسل ديگر هم جدايي امكان‌پذير نباشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين نسل همان گروهي‌ بودند كه طي حداقل يك دهه گذشته در مقابل انواع برنامه‌هاي دولت ايران براي بازگشت مهاجران مقابله كردند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شايد بتوان گفت كه اين نسل از افغان‌ها بيشترين آسيب را ديده‌اند، چرا كه دوران كودكي و نوجواني‌ آنها با سال‌هاي سخت پس از جنگ در ايران همراه بود، دوراني كه كار و زندگي بسيار سخت بود و هنوز مردم و بسياري از مسئولان ايران حضور تعداد قابل توجهي از افغان‌ها را در پايتخت برنمي‌تافتند و هنوز اجاره دادن خانه، ازدواج با دختران ايراني، كار كردن در محيط كاري و ... تابويي خطرناك بود كه مردم از آن اجتناب مي‌كردند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته ناگفته نيست كه در همين سالها همين نسل از افغان‌ها به دليل خاصيت كلي دوري از وطن و نداشتن نگراني از بابت بي‌آبرويي، فقر و نداشتن كار، دستمزد‌هاي كم در مقابل كار زياد كه كارفرمايان ايراني را بد عادت كرد و همچنين برخي اخبار درمورد تخلفات و بعضا جنايات افغان‌ها به مردم ايران باعث شد اين نسل در اذهان ايراني‌ها نسلي خطرناك و غير قابل ترحم تا امروز بماند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عين حال پدران كودكان افغان امروز تهران ما، در دهه هفتاد و اواخر دهه شصت فرصت‌هايي را هم براي درس خواندن پيدا كردند، به طوري كه در سه دهه گذشته بيش از 602 هزار نفر از بزرگسالان افغان‌ در دوره‌هاي سوادآموزي شركت كرده و با سواد شده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همچنين مدير كل اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور چند ماه پيش با تاكيد بر اينكه آمار دقيقي از مجموع فارغ‌التحصيلان افغان در مراكز آموزش عالي وجود ندارد گفت: حدود 12 هزار نفر در سي سال گذشته در رشته‌هاي مختلف آموزش عالي در نقاط مختلف كشور فارغ‌التحصيل شده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نسل سوم&lt;BR&gt;افغاني‌هاي تهراني ، كودكاني كه كابل را با تهران مي‌شناسند&lt;/STRONG&gt;!&lt;BR&gt;آنها كمتر به فكر رفتن و بيشتر آماده ماندن در تهران به هر طريق ممكن هستند.&lt;BR&gt;دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها، به بلوغ رسيده‌ها و يا نوزاداني را مي‌گويم كه هنوز از آب و گل بيرون نيامده‌ بايد با زبان فارسي و با گويش ايراني حرف بزنند، مدرسه ايراني بروند و آداب و رسوم ايراني را ياد بگيرند، با دوستان ايراني درس بخوانند و بازي كنند، كنكور بدهند و بعدتر‌ها به راه برخي از همكيشانشان، شايد زن ايراني هم بگيرند!&lt;BR&gt;اينها براي آنهايي است كه مجاز هستند و كارت اقامت دارند، اما كودكان نسلي كه افغان غيرمجازند، كجاي تهران ما هستند!؟&lt;BR&gt;نبايد خيلي دور رفت و فكر‌هاي زيادي داشت!&lt;BR&gt;آنها هم در كنار ما و هم جلوي ديد مسؤولان دولتي و نيروي انتظامي هستند! در معرض ديد آنها بزرگ مي‌شوند، گاهي درس هم مي‌خوانند اما تقريبا هميشه كار مي‌كنند و انگار ديده نمي‌شوند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تهران ما در شرايط فعلي با دو جور نسل سومي افغان مواجه است، كودكان افغان مجازي كه سر و لباس و زندگي مناسبي دارند و در شرايط نسبتا مناسب و ثابتي درس مي‌خوانند و بزرگ مي‌شوند و كسي به بزرگ شدن آنها در تهران ما توجهي ندارد و در سوي ديگر كودكان افغان غيرمجازي كه رنگ حمام و تميزي را كمتر به خود مي‌بينند، پدر و مادر مشخص و درست و حسابي ندارند و از كل 24 ساعت شبانه‌روز 18-19 ساعت آن را در خيابان‌ها براي كار، آشغال جمع كردن و دوره‌گردي به سر مي‌برند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگرچه دولت ايران مدارس اختصاصي را براي كودكان افغان نگذاشته اما كودكان افغان مجازي كه خانواده آنها توان مالي داشته باشند در همين مدارس ايراني هم درس خوانده و مي‌خوانند، چه اينكه طبق آمار آموزش و پرورش در سال تحصيلي 86-85، 119هزار و 346 كودك افغان در حال تحصيل بوده‌اند كه اين آمار نسبت به سال تحصيلي 70-71، 75 درصد رشد را نشان مي‌دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با اين وجود ميل به درس خواندن در بين كودكان افغان مجاز و غيرمجاز بسيار بالاست و به خصوص دختران افغان علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارند و براي رسيدن به اين هدف خود توانسته‌اند در مدارسي تحت عنوان مدارس كودكان كار و خيابان كه زيرمجموعه انجمن حمايت از كودكان كاروخيابان است درس بخوانند در حالي كه شناسنامه ندارند.&lt;BR&gt;از سوي ديگر دختران و پسران 6-7 ساله يا 15-16 ساله افغان مجاز يا غيرمجاز، ما بخواهيم يا نه، ديگر تهراني شده‌اند! تهران به عنوان شهري كه شهرستاني‌هاي خودمان به دنبال پولدار شدن در آن مي‌گردند، افغان‌ها را هم در خود نگه مي‌دارد و در فاصله كوتاهي راه درست يا غلط پولدار شدن را به آنها مي‌آموزد و در اين ميان يا به جايي مي‌رسند و يا مجرم و بزه‌كاري حرفه‌اي مي‌شوند! يكي گوني به دست مي‌گيرد و از ميان آشغال‌هاي پشت در خانه‌هاي ما سرمايه جمع مي‌كند ! يكي كارگر كارگاه پوست و قارچ و مرغداري و آجرپزي و ... است، يكي سر چهار‌راه‌ها دركنار اسفند مواد مخدر مي‌فروشد و يكي ديگر سال‌هاست كه در يكي از گران‌قيمت‌ترين و مجلل ترين خانه‌هاي شمال تهران سرايدار فيكس است!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسل سومي‌هاي افغان‌ها به خصوص بخشي كه با داشتن كارت اقامت پدر ‌و ‌مادرانشان آينده روشنتري را براي خود مي‌بيند، ديگر به دنبال اين شغل‌هاي نازل نيست. نسل سوم افغانها، مي خواهد در اين آشفته بازار كلانشهر ما سري بالاتر از سر‌هاي پدران خود داشته باشد، اين نسل علاوه بر دانشگاه و مدرسه و درمانگاه و امكاناتي كه تا به حال داشته به دنبال داشتن شغل‌هايي رسمي‌تر در دستگاه دولتي ايران، مدارج علمي بالاترو امنيت بيشتر براي زندگي و كار است و در حالي كه هنوز تهران ساكنان خود را تبديل به شهرونداني داراي حقوق مدني محقق شده نكرده است آنها به دنبال تبديل شدن به يك شهروند حداقل درجه دوم هستند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كودكان افغان كه امروز در دامان و بغل‌هاي مادرانشان بزرگ مي‌شوند چند سال ديگر تهراني‌هايي هستند كه به جز امكانات زندگي، حقوق مدني خود را هم طلب مي‌كنند !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هر روي نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه جمعيت بيش از يك ميليوني افغان‌ها غير مجاز در ايران و چندين صد‌ هزار نفري آنها در پايتخت روي نوع زندگي ، كيفيت ، آموزش و مهمتر از همه كار و معيشت افغان‌هاي مجاز اثر نامطلوب گذاشته است و حالا ديگر به چشم مردم تهران و ايران، افغان‌ها يك جور بيشتر نيستند و فرقي بين افغان مجاز كه كارت اقامت دارد، سه دوره در طرح آمايش دولت ايران شركت كرده، گاهي پولي به جاي ماليات مي‌دهد و ... با افغان‌هايي كه هنوز يك ماه نيست قاچاقي به ايران و تهران آمده‌اند، نمي گذارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش ايسنا، شواهد و نتايج عملكرد مسؤولان دولت ايران در سال‌هاي گذشته براي انسداد مرزهاي شرقي، مقابله با ورود افغان‌هاي جديد و برنامه‌هاي منسجم براي بازگشت داوطلبانه افغان‌هاي مجاز و اخراج افغان‌هاي غيرمجاز گوياي اين امر است كه اهتمام جدي براي خروج افغان‌ها وجود ندارد و هنوز معلوم نيست كه ايران مي‌خواهد جمعيت قابل توجه و نگران‌كننده مهاجران خود را برگرداند يا نه !؟ وقتي هنوز انسداد مرزها شرقي با انجام نرسيده و قاچاق افغان‌ها با كمترين قيمت توسط برخي ايراني‌ها صورت مي‌گيرد و طرح‌هاي اخراج و بازگشت داوطلبانه به دلايلي چون سرماي هوا متوقف مي‌شوند، ديگر نمي‌توان گفت كه اين مهمانان رفتني هستند و اين مهمان‌نوازان قصد ديگري جز مهمان‌نوازي بيش از سه دهه دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گويي مي‌خواهيم علاوه بر نسل‌هاي اول و دوم افغان‌هاي جنگ‌زده، نسل‌هاي سوم و چهارم تهراني و اصفهاني و مشهدي و شيرازي شده آنها را هم در دامان پرمهر خود بزرگ كنيم!&lt;BR&gt;انتهاي پیام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران يام&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1234744&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1234744&amp;Lang=P&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;و&lt;STRONG&gt;اقعا جایی تعجبه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در این&lt;/STRONG&gt;جا&lt;STRONG&gt;یعنی فرانسه یکی از آفریقا می آید و5 سال در فرانسه زندگی می کند وبعد از 5 سال خود را فرانسوی می نامند و روی آدی کارت شان  ملیتی فرانسوی نوشته من نمی دانم چه طور افرادی که سه پشت شان در ایران زندگی کرده  باز هم یک خارجی هیچ حقی در مملکت ندارد نامیده می شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نشان دهنده این است که ایرانی ها هنوز به شکل قبله ای زندگی کی کنند وفکر می کنند که فقط آنها هستند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Feb 2009 19:16:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>valentine</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 637px; HEIGHT: 521px&quot; height=579 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i1.trekearth.com/photos/33447/happy_valentines_day.jpg&quot; width=755 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 13:08:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز باران</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;TABLE height=707 cellPadding=3 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;50%&quot; height=29&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot; height=29&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot; height=43&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;50%&quot; height=43&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=126 src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/BaazBaaraan_files/Abr.gif&quot; width=139 border=0&gt;&lt;IMG height=126 src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/BaazBaaraan_files/Abr.gif&quot; width=139 border=0&gt;&lt;IMG height=126 src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/BaazBaaraan_files/Abr.gif&quot; width=139 border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot; height=43&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;25%&quot; height=610&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=&quot;50%&quot; height=610&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;باز باران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; با ترانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;با گوهر های فراوان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می خورد بر بام خانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;من به پشت شيشه تنها&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ايستاده :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در گذرها&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;رودها راه اوفتاده.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شاد و خرم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;يک دوسه گنجشک پرگو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;باز هر دم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می پرند اين سو و آن سو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می خورد بر شيشه و در&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مشت و سيلی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;آسمان امروز ديگر &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نيست نيلی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;يادم آرد روز باران &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; گردش يک روز ديرين&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خوب و شيرين&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;توی جنگل های گيلان:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;کودکی دهساله بودم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شاد و خرم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نرم و نازک&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چست و چابک&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;IMG height=124 src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/BaazBaaraan_files/113.gif&quot; width=120 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از پرنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از چرنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از خزنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بود جنگل گرم و زنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;آسمان آبی چو دريا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;يک دو ابر اينجا و آنجا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چون دل من&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;روز روشن&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بوی جنگل تازه و تر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;همچو می مستی دهنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بر درختان می زدی پر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هر کجا زيبا پرنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;برکه ها آرام و آبی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;برگ و گل هر جا نمايان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چتر نيلوفر درخشان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;آفتابی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سنگ ها از آب جسته&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از خزه پوشيده تن را&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بس وزغ آنجا نشسته&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دمبدم در شور و غوغا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;رودخانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;با دوصد زيبا ترانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زير پاهای درختان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چرخ می زد ... چرخ می زد همچو مستان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چشمه ها چون شيشه های آفتابی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نرم و خوش در جوش و لرزه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;توی آنها سنگ ريزه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سرخ و سبز و زرد و آبی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;با دوپای کودکانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می پريدم همچو آهو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می دويدم از سر جو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دور می گشتم زخانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می پراندم سنگ ريزه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تا دهد بر آب لرزه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بهر چاه و بهر چاله&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می شکستم کرده خاله&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می کشانيدم به پايين&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شاخه های بيدمشکی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دست من می گشت رنگين&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از تمشک سرخ و وحشی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می شنيدم از پرنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;داستانهای نهانی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از لب باد وزنده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;راز های زندگانی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هرچه می ديدم در آنجا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بود دلکش ، بود زيبا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شاد بودم &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می سرودم :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; روز ! ای روز دلارا !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;داده ات خورشيد رخشان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اين چنين رخسار زيبا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ورنه بودی زشت و بی جان !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; اين درختان &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;با همه سبزی و خوبی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گو چه می بودند جز پاهای چوبی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گر نبودی مهر رخشان !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; روز ! ای روز دلارا !&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گر دلارايی ست ، از خورشيد باشد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ای درخت سبز و زيبا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هرچه زيبايی ست از خورشيد باشد ... &quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چيره&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;آسمان گرديده تيره&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بسته شد رخساره خورشيد رخشان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ريخت باران ، ريخت باران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جنگل از باد گريزان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چرخ ها می زد چو دريا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دانه های گرد باران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پهن می گشتند هر جا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;برق چون شمشير بران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پاره می کرد ابرها را&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تندر ديوانه غران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مشت می زد ابرها را&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; روی برکه مرغ آبی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;از ميانه ، از کناره&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;با شتابی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چرخ می زد بی شماره&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گيسوی سيمين مه را&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;شانه می زد دست باران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;باد ها با فوت خوانا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می نمودندش پريشان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سبزه در زير درختان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;رفته رفته گشت دريا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;توی اين دريای جوشان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جنگل وارونه پيدا &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بس دلارا بود جنگل&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;به ! چه زيبا بود جنگل&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بس ترانه ، بس فسانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بس فسانه ، بس ترانه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بس گوارا بود باران&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;وه! چه زيبا بود باران &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;می شنيدم اندر اين گوهرفشانی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;رازهای جاودانی ،پند های آسمانی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; بشنو از من کودک من&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پيش چشم مرد فردا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زندگانی - خواه تيره ، خواه روشن -&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هست زيبا ، هست زيبا ، هست زيبا ! &quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;A title=&quot;شعر نو&quot; href=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai/shereNo.htm&quot;&gt;&lt;IMG height=126 src=&quot;http://cad.ece.ut.ac.ir/~shojai//Poems/BaazBaaraan_files/Abr.gif&quot; width=139 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Jan 2009 16:31:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Noelle </title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;IMG src=&quot;http://img2.xooimage.com/files/3/c/7/pere-noel-1e44e6.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 16:51:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>   afghan boys in paris</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 116px; HEIGHT: 382px&quot; height=718 alt=&quot;samir in paris&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/6qgsva.jpg&quot; width=234 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 133px; HEIGHT: 379px&quot; height=300 alt=&quot;asad va morteza &amp;Qasem...v&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/67tgtg.jpg&quot; width=164 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 266px; HEIGHT: 378px&quot; height=240 alt=&quot;kenar efel&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/zx7ler.jpg&quot; width=212 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 479px; HEIGHT: 229px&quot; height=300 alt=&quot;M_Q  to bar  dar masir patra va italy&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/11rrbr8.jpg&quot; width=479 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;inam aksahay az bachehay  ke dar paris hastan dar farance taghriban 100 nafar az bache hay ke zir?sal hasatn dar in ja moghim shodan  va taghriban nimi az afrad az vazeet khood razi hastan&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;kasani ke hanooz be comp frestadeh nashodan dar hotel hastan ta  an ha ra be comp befrestan  va man khodam niz che nin moghiyeti daram&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;dar mataleb badi etelaati digari az moghiyet  bache hay  in ja dar ekhtiyar  shoma gharar khaham dad&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;rasti man dast khat EN khob nist shayed ziyad eshtebah dashteh basham be khobi khodetan  be bakhshid&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Oct 2008 17:35:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه کن </title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostBody dir=rtl&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.look-back.de/Look%20Back-logo.gif&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;به پشت سرت نگاه کن و چشمان خیسم را ببین &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;به پشت سرت نگاه کن و مرگ منو آروم ببین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;به پشت سرت نگاه کن و التماس چشمام رو ببین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شاید که دلت بسوزه و برگردی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;برگرد برگرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Oct 2008 14:50:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستان زمین</title>
<link>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;نگاه کن&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt; دیر زمانیست&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; من بسوی تو گام برمیدارم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt; من اسمت، صورتت،دستهایت      &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 365px; HEIGHT: 274px&quot; height=1253 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i18.tinypic.com/6taxu3c.jpg&quot; width=650 align=baseline border=0&gt; را &lt;BR&gt;از یاد برده ام&lt;BR&gt;و دلهره برای ازادیت&lt;BR&gt; در سکوت فریادها&lt;BR&gt; دلم را در دهان دارم&lt;BR&gt; با صدای برهنه &lt;BR&gt;در فقدان قدم میزنم&lt;BR&gt; اکنون دوباره من &lt;BR&gt;و ارزوهای از هم گسیخته&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; گاهی اوقات&lt;BR&gt; واژه ی نگرانی نقش یک پرنده ی دریایی را میکشد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;اکنون من ان پرنده ی سپیدم&lt;BR&gt; فریاد روی کویر&lt;BR&gt;فریادی که بامن سخن میگوید&lt;BR&gt;بدون واژه مینویسم&lt;BR&gt;بدنم شعر می نگارد&lt;BR&gt; من بدنیا میایم&lt;BR&gt; شیر زمین را مینوشم&lt;BR&gt;با عسل قرار ملاقات مینهم&lt;BR&gt; خورشید را در دست دارم&lt;BR&gt; صورتها و آسمان را میگشایم &lt;BR&gt;علامتهایی روی دریا میگذارم &lt;BR&gt;ایا تا کنون در سایه های کر زیسته ام؟&lt;BR&gt;این ارتعاش و لرزش در هوا&lt;BR&gt;این علفهای پژمرده &lt;BR&gt; آیاآواز است؟&lt;BR&gt;چه غیبتی&lt;BR&gt; ایا من در حال دیدبانی هستم؟&lt;BR&gt;نه، صورتت را نشان مده&lt;BR&gt; صورتم را هم فراموش کن &lt;BR&gt;باد در دلها پرسه میزند&lt;BR&gt; به من نیرو بخش تا عبور کنم &lt;BR&gt;از ساعتهای خاکستری سرنوشت مبهم و تار&lt;BR&gt;نه ، نباید برگشت&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt; همیشه غم شب های تنهایی&lt;BR&gt; خاطرات دلتنگیست&lt;BR&gt; و چیز ی نیست جز اندوه&lt;BR&gt; نه دیروز&lt;BR&gt; نه فردا&lt;BR&gt;اما اکنون ، آری &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;ممکن،لبریزاز ناممکن و ناشناخته&lt;BR&gt; با گامهای بلند گام بر داریم &lt;BR&gt;و دستان فراخ&lt;BR&gt; ما نمیدانیم راه روشنایی کجاست&lt;BR&gt; آیا راهت را  برای رسیدن به ما&lt;BR&gt;در میان سایه ها جستجو میکنی؟&lt;BR&gt; شب روی بام سایه میگسترد&lt;BR&gt;از پنجره عبور میکند&lt;BR&gt;سقف را میپوشاند&lt;BR&gt;آه شب &lt;BR&gt;پرده ها را فراموش کن&lt;BR&gt; &lt;STRONG&gt;برای بیداری در صبحی تازه&lt;BR&gt; دیگر نمی خواهم با خواب بجنگم&lt;BR&gt; میخواهم شب هنگام&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt; به جاده ی زیبای موزیک بپیوندم&lt;BR&gt; تا تمامی زمین در من زنده شود
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Sep 2008 19:48:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=afghan-blackboys&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>afghan-blackboys</dc:creator>
<guid>http://afghan-blackboys.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
