بهانههاي يك دل تنگ
ديگر زمان برده تصوير است و
هزاران بهانه بي دليل براي گلايهها.
هنوز اشك پرده اي است زيبا ميان باطنم و آنچه نمايان است.
هنوز خود را همسفر روياهاي تو ميبينم
و درميان انبوهي از شكوهها اين تويي كه به زيبايي دست در دست من همراهي.
دلم هواي گريههايي را ميكند كه بي هيچ ريايي در مقابل چشمانت بر گونههايم ميغلتيد.
شايد دلم هواي بيريايي كرده!
نمي دانم.
اما اينك اين سياهي شب است كه محرم چشمان پر از درد من است.
و اين منم و يك دنيا غرور
يك دنيا فاصله.
گاهي ميان خواب و بيداري صداي دلنشين تو را ميشنوم
صدايي كه مملو از رازهاي ناگفته است
صدايي كه با شنيدنش لرزه بر دلم مياندازد.
بگذار بيپرده سخن بگويم
دلم براي فشردن دستان گرم و پر از محبتت بيتابي ميكند.
دلم براي لحظهاي مست چشمانت شدن و ذوب شدن ميتپد.
دلم عجيب براي رسيدن بيتاب است...
صبر كن!
اينجا ديگر من و تو!
صبركن!
مرا دوست بدار.
ديگر نميتوانم به دوست داشتن و نداشتنت بي تفاوت بنشينم.
از شمع ذوب شدن را ميطلبم و از پروانه چرخيدن.
تو بچرخ تا من ذوب شوم..
از آن هنگام كه طنين دوست داشتنت برايم گنگ بود، تا به امروز كه بارها برايت تكرار ميكنم،
هنوز شيرينياش بر زبانم هويداست.
دوستت دارم.
دوستت دارم شقايق مرداب من.
دوستت دارم ققنوس وار.
دوستت دارم هستيام...
چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟
چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟
از این خوابیدن در زیر سنگ و خک و خون خوردن
نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم
کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم
چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم
از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم
سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان
هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم
فتادم در شب ظلمت ، به قعر خک ، پوسیدم
ز بسکه با لب مخنت ،زمین فقر بوسیدم
کنون کز خک فم پر گشته این صد پاره دامانم
چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟
چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟
ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم
که خون دیده ، آبم کرد و خک مرده ها ، نانم
همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم
به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم
ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی
وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی
شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی
کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان
به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی
که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی
نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا
در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا
همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا
پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا
به شب های سکوت کاروان تیره بختیها
سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا
به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی
مولانا
همانطور که مي دانيد امسال (2007) سال مولانا شاعر بلند آوازه فارسي نام گذاري شده است کساني که درایران تحصيلات خودرا گذرانده اند در کتاب هاي درسي يشان مدام به اين که مولانا يک شاعر ايراني است بر خوردند لطفا در مورد شخصيت بزرگ مولانا ومليت آن نظرتان را بفرمايد؟
![]()
برای اطلاعات بیشتر درمورد مولانا می توانید بر روی لینک کلیک کنید
رررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
ببنيد دوستان گفتگوهاي دختر ها معمولا بسيار دو جانه ،داري حس همياري(دل سوز!) هست ؛همين موضوع باعث مي شه که دختر ها ساعت ها با هم صحبت مي کنن بدون اينکه از هم خسته بشن !دختر ها معمولا از کلمات و عباراتي استفاده مي کنن که طولاني ، محبت اميز و به طور کلي کلمات خوش ايندي استفاده مي کنن ،دختر معمولا حتي اگر با چيزي مخالف باشند ترجيح مي دن نظر خودشون رو با مطرح کردن سوال يا کلمات ملايم و نرم و البته پر از محبت بيان مي کنن
اما پسرها معمولا خيلي راحت بدون هيچ مشکلي عقيده مخالف خودشون رو بيان مي کنن و نسبت به عقيده ديگري اهميتي نشون نمي دن ، البته نه در درون بلکه با کلماتي اين فکر رو مي رسونه ! پسر ها خيلي راحت با کلمتي که خوشون هم نمي دونن که تعبيرش چيه به يه مکالمه پايان مي دن!
و حتي باعث ناراحتي طرف مقابل مي شن !ببنيد دوستان فن بيان خيلي مهمه! يه دختر شايد بگه
" ممکنه حق با تو باشه اما کاش اين موضوع رو اينجوري هم در نظر مي گرفتي" خوب دختر با احترام به طرف مقابل و حتي نظر طرف مقابل رو هم درست در نظر مي گيره!(بر عکس پسرها)
و نظر خودش رو به عنوان يک راهنمايي بيان مي کنه ! اين طرز بيان دختر هاست هميشه جا براي جواب دادن طرف مقابل هم ميزان و يه جور فضارو باز مي زارن براي طرف مقابل اين طرز بيان براي طرف مقابل رو به رو شدن با عقيده مخالف رو راحت تر ميکه !مي دونيد چرا؟ چون اونا احساس مي کنن که عقيده شان مورد قبول قرار گرفته و راحت تر مي تونن عقيده مخالفشون رو قبول کنن! اين يکي ار نکته هاي بسيار مهم صحبت کردن با دختري هاست ، دونستن اينکه دخترا چطور صحبت مي کنند چطور انتظار پاسخ دارن و چطور حرفهاي شما رو پردازش مي کنن براي محبوب بودن مثل نون شب مي مونه!
"تو اشتباه مي کني""اينطوري نيست که ميگي""نمي دونم""بله"!!! و... اينا کلماته مخرب هستن که پسر ها معمولان بيان مي کنند! بدون در نظر گرفتن اينکه طرف مقابل شما يک دختره !شما با بيان اين کلمات اولا پايان گفتگوتون رو اعلام مي کنيد!دوما يک نوع هسه ارزش قائل نشدن براي طرف مقابل القا مي کنيد! توي اين جور مواقع دختر از صحبت کردن با شما خسته مي شه ! يک دختر هيچ وقت از شما نمي خواد معلوم کنيد که اين کار اشتباه هست يا نه و شما هم مثل يک ادم همه چيز دان مي گيد که "نه تو اشتباه مي کني" در صحبت کردن دختر هاي از پسري خوششون مي ياد که مثل خودشون صحبت کنه!

الفبای یونانی الفبایی است که زبان یونانی از سده نهم پیش از زایش عیسی بدان نگاشته میشود. این الفبا یکی از کاملترین سامانههای الفبایی و نیز کهنترین الفبایی است که هنوز نیز کاربرد دارد. در گذشته برای نشان دادن شمارگان نیز از این الفبا سود برده میشد ولی امروزه یونانیان از نمادهای ریاضی برای نشان دادن شماره ها بهره میبرند. الفبای یونانی از الفبای فنیقی گرفته شده است. همچنین الفبای گوتیک، سیریلیک و لاتین نیز از این الفبا گرفته شدهاند. حتا برخی میانگارند که الفبای ارمنی نیز از این الفبا بهدست آمده باشد.
[ویرایش] الفبای یونانی
حروف الفبای یونانی عبارتاند از:
- آلفا Α α alpha
- بتا Β β beta
- گاما Γ γ gamma
- دلتا Δ δ delta
- اپسیلون Ε ε epsilon
- زتا Ζ ζ zeta
- اتا Η η eta
- تتا Θ θ theta
- یوتا Ι ι iota
- کاپا Κ κ kappa
- لاندا Λ λ lambda
- مو Μ μ mu
- نو Ν ν nu
- زی Ξ ξ xi
- امیکرون Ο ο omicron
- پی Π π pi
- رو Ρ Ρ rho
- سیگما Σ σ, ς sigma
- تاو Τ τ tau
- اپسیلون Υ υ upsilon
- فی Φ φ phi
- خی Χ χ chi
- پسی Ψ ψ psi
- امگا Ω ω omega
[ویرایش] حروف یونانی (زبان اصلی)
- این بخش کمی نامنظم است، لطفاًً در صورت توان آن را به صورت جدول درآورید.
حروف یونانی به زبان اصلی عبارتاند از:
از سمت چپ:
- حرف اول = حرف بزرگ یونانی
- حرف دوم = حرف کوچک یونانی
- کلمه سوم = تلفظ حرف (به انگلیسی)
عکس های باستانی از موزه کابل کیلیک کن
تاریخ افغانستان به طور کامل از باستان تا به امروز
ززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
نه من دیگر بروی نکسان هرگز نمی خندم
گر پیمان عشق جاودانی
با شما معروفه های پست هر جایی نمی بندم
شما کاینسان در این پهنای محنت گستر ظلمت
ز قلب آسمان جهل و نادانی
به دریا و به صحرای امید و عشق بی پایان این ملت
تگر ذلت و فقر و پریشانی و موهومات می بارید
شما ،کاندر چمن زار بدون آب این دوران توفانی
بفرمان خدایان طلا ، تخم فساد و یأس می کارید ؟
شما ، رقاصه های بی سر و بی پا
که با ساز هوس پرداز و افسونساز بیگانه
چنین سرمست و بی قید و سراپا زیور و نعمت
به بام کلبه ی فقر و بروی لاشه ی صد پاره ی زحمت
سحر تا شام می رقصید
قسم : بر آتش عصیان ایمانی
که سوزانده است تخم یأس را در عمق قلب آرزومندم
که من هرگز ، بروی چون شما معروفه های پست هر جایی نمی خندم
پای می کوبید و می رقصید
لیکن من ... به چشم خویش می بینم که می لرزید
می بینم که می لرزید و می ترسید
از فریاد ظلمت کوب و بیداد افکن مردم
که در عمق سکوت این شب پر اضطراب و سکت و فانی
خبر ها دارد از فردای شورانگیز انسانی
و من ... هر چند مثل سایر رزمندگان راه آزادی
کنون خاموش ،در بندم
ولی هرگز بروی چون شما غارتگران فکر انسانی نیم خندم



