من مصطفی یکی از نویسندگان وبلاگ شاید فراموش شده باشم ولی هرگز شما را فراموش نمی کنم
بعد از جدای از دوستانم در استانبول عازم ایران شدم بعد مدت ۲۲روز در زندانی به نام موش واقع در وان یکی از شهرهای ترکیه زندانی بودم روزهای که بدترین خاطرات عمرمن خواهند بود بعد گرفتار مافیا شدم
ومارا گروگان گرفته بودن خوشبختانه مقدار پول مورد نیاز انها را اماده کردیم وازاد شدم حال که بر گشتم دیگر هیچ نشانه ای از ان مصطفی گذشته ندارم مصطفی که همیشه درحال خوش گذرانی بود حال درسم را نمی توانم ادامه دهم باید سرکار بروم البته ناراضی نیستم از اینکه دارم سرکار می روم ولی از این ناراحتم که همه چیز هامو از دست دادم حتی همین میز کامپیوتر را شاید ما هی یکبار هم نتوانم فرصت پیدا کنم پشت ان بشینم ولی با این حال خوش حالم که دوستانم اشتباه مرا مرتکب نشدند
و حالا در یونان هستند دلم برات تنگ شده رها دوست دار تو مصطفی جی ال دیوونه حا لا می الم نیستم "
|
احمد ظاهر هنر مند محبوب آسياى ميانه بود استاد ان موسيقى افغانى و تحليلگران معتقد هستند که احمد ظاهر هنرمند محبوب افغانستان ، ايران ، تاجکستان ،ازبکستان ،پاکستان ، ترکيه وهند بود.
|
سلام خدمت شما دوستان عزیز چند وقتی بود دنبال سرود ملی میگشتم پیداش کرد
دا وطن افغانستان دی - دا عزت دهر افغان دی
کور د سولی کور د توری - هر بچی یی قهرمان دی
دا وطن د ټولو کور دی
د بلوڅو د ازبکو
د پښتون او هزاره وو د ترکمنو د تاجکو
ورسره عرب ٬ ګو جر دي - پامیریان ٬ نورستانيان
براهوی دي ٬ قزلباش دي - هم ایماق٬ هم پشه ییان
دا هیواد به تل څلیږي - لکه لمر په شنه اسمان
په سینه کی د اسیا به - لکه زړه وي جاویدان
نوم د حق مو دی رهبر
وایو الله اکبر وایو الله اکبر
طططططططططططططططططططططططططططططططططططططططططططططط
مسعود در هفته اول بازگشت به کابل
در کابل به دنیا آمدم و به قول مادرم بسیار بد قدم بودم. پدرم می گوید: تو که به دنیا آمدی جنگ شروع شد. من چیزی از آن روزها به یاد ندارم و همین که چشم باز کردم با بچه های همسایه بودم و با آنها بازی می کردم.
مشهد یک شهر مذهبی بود و برای همسایه های ما مهم نبود که ما از کجا هستیم. من تا وقتی که به مدرسه نرفته بودم، نمی دانستم که چه تفاوتی با بقیه دارم. روزی که با مادرم برای ثبت نام رفتم مسوول ثبت نام نگاهی به من و نگاهی به کارت آبی ام انداخت و به مادرم گفت که باید از شورای افاغنه نامه بیاوریم و آنجا بود که فهمیدم تفاوت من با حمید و حسن (همسن و سالانم) چیست.
کلاس دوم دبستان تازه شروع شده بود که خانم معلم برای مشخص کردن نماینده کلاس چند معما پرسید و من تند تند به همه معماها جواب دادم و نماینده کلاس شدم. من خانم معلم را خیلی دوست داشتم و با کمک او توانستم کلاس سوم را جهشی بخوانم. سال ها گذشت و از آنجا که در لباس و لهجه و چهره تفاوتی با یک ایرانی نداشتم، مشکل خاصی هم نداشتم تا اینکه در سال 1376 که سوم دبیرستان بودم زندگیم رنگ دیگری یافت.
من حرفهای آقای خاتمی را خیلی دوست داشتم در واقع همانطور که همسن و سال های من از حرفهای او برانگیخته می شدند من هم لذت می بردم و در میتینگ های سیاسی دوم خرداد شرکت می کردم.
در تبلیغات انتخاباتی برای آقای خاتمی شرکت کردم، دوستانی که مرا می شناختند از من دلیل این کار را می پرسیدند ومن می گفتم "فقط برای هیجان" در حالی که در واقعیت نمی خواستم در مورد سرنوشت کشوری که در آن زندگی می کنم بی تفاوت باشم در صورتی که حتی حق رای دادن هم نداشتم.
بعد از 11 سپتامبر 2001 هویت "افغانی" در ایران تفاوت کرد. لحظات سخت تصمیم گیری برای من درست بعد از تشکیل دولت موقت افغانستان پیش آمد. باید تصمیم می گرفتم که بدون حق شهروندی در ایران بمانم یا با جدا شدن از تمام تعلقات زندگیم در ایران، به وطن خودم برگردم.
بالاخره با اینکه تمام خانواده مخالف بودند، 4 ماه بعد از تشکیل دولت به تنهایی و بدون خانواده به کشورم بازگشتم. از ایران خاطرات شیرین و تلخ دارم.هیچگاه خود را جدا از آن قسمت زندگیم در ایران نمی دانم و امیدوارم که برای دیدن دوستانم بتوانم به ایران سفر کنم.
از زندگیم در افغانستان راضی هستم و در زمینه مطبوعات در کابل و همچنین به عنوان خبرنگار عکاس با آژانس های خارجی کار می کنم و می دانم که در ایران چنین موقعیتی برایم پیش نمی آمد.
ماهم آروزوی خوش بختی می کنیم برای مسعود
یه سوال از همه شما دارم می خوام واقعاراس بگین چه دختر چه پسر چون هم افغانی هستیم
ازاینکه افغانی هستین توی یه کشور دیگه مثل ایران حا لا هر جایی دیگه
واقعا چه احسا سی دارین ؟
هر طور که می خواهید جواب بدین ملی گرایانه ،از ته دل،خودمونی ،.........
مثلا بگین از افغانی بودنتون خوشحا لین یانه مثلا اگه قرار بود دوباره متولد می شدید دوست داشتین باز هم افغانی باشین ؟
البته می دانید چرا این سوال و پرسیدم چند روز پیش یکی از دوستانم از من پرسید
که از اینکه افغانستان یه کشور عقب مانده است و تو یک افغانی هستی تا حالا دراین مورد فکر کردی یا نه ؟ ومی خوای برای خودت و ملتت چه کار کنی؟؟؟؟
سلام دوستان عزیز من ومصطفی قرار است جایی برویم به همین دلیل تا چند
آپ نیستیم من امید وارم بقیه بیاند وبنویسندخوب اینم شعری بود که خانم سمیه گفتن بنوسم (خودش کمی کار داشت)خوب بای
پیشاهنگ
موج پیشاهنگ طوفانیم ما صلح گیتی را نگهبانیم ما
درنبرد زنده گانی ،پیشرو لشکر مزدور ودهقانیم ما
قلب کوهها آشیان ما بود لعل گلگون بدخشانیم ما
عظمت ما خفته، درشهر هرات وارثان سربدارانیم ما
درکنار هیلمند پر خروش تشنه لب صحرانوردانیم ما
ازدل خونین ما جوشد امید لاله های بلخ وپروانیم ما
بامیان وفاریاب و غزنه را پهلوان و مرد میدا نیم ما
کار توليد لباس بريم پولش بد نيست يه چيزي درمياد
خوب مي گي يه امتحان مي کني با هزار جور چيز ( زشته بگم خودت بگير) يه پولي جوري مي کني ميندازي رو کار کمي دمو دستگاه مي خري چندتا ام خياط دوزنده لباس پياده ميکني کاري مي دي دستشون
مي بيني آره بابا يه پولي گيرت مياد اولين کار يه گوشي نوکيا يه سيم کارت کد 2 به يه ايراني مي گه که به اسمش برات بخره کارت گرفته يه باره هوا ابري ميشه
مامو اداه کاره اومده دم در گارگاه پلوم مي کنه ×$×
افغاني هستي ببند
باند سه بسته شد××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
خوب اين بار حق آخرين پرواز داري خطر سقوط 30% درصد شانس ريسيدن به فرودگاه 60%
ده درصد بقيه اش ام نمي دونم کجاست
خوب مي ري تو گار گري عجب آخرش رسوندن به پله آخر خيلي ممنوع آقايون لطف کردين
از اين به بعدو خودم مي رم تو گور
پرواز به يه جاي ديگه اين باند نمي باز مي با شد داري سيم خاردار زياد اما مي شه رد شد وبه مقصد ريسيدکمي سخته
اگه اينو نرسيدي بيشتر از اون ديگه برانا مه نريختم
حتما از باندي بعدي به شما خبر مي دهم
فعلا باي

ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
سلام ![]()
من امروز می خواهم یک خبر جالب بدم
اینترنت در هزرجات افغانستان راه اندازی شد کسانی که فامیلی دوستی آشنایی آونجا داره
می تونه ایمیل برای دوستانش بفرسته ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~!!!!!!!!

نغمه آواز خوان معروف افغان براى اجراى کنسرت به مناسبت سال نو هجرى شمسى پس از چهارده سال دورى از وطن، از اسلام آباد وارد کابل گرديد .
نغمه در حاليکه لباس پنجابى نارنجى رنگ به تن داشت ، زما نى که داخل ميدان هوايى بين المللى کابل گرديد خاک وطن را بوسيد و از جانب گروهی از اطفال با دادن دسته هاى گل استقبال گرديد.
او در حالى که تبسم بر لب داشت ، گفت : بسيار فضاى خوشى است ، مه بسيار خوش هستم ، خدا کند که آمدن مه و ديگر هنرمندان به کشور پيام صلح براى کشور و مردم ما شود.
وى افزود که دردها و آهنگ هايش را با خود آورده و براى هموطنانش به طور تحفه هديه خواهد کرد .
بعد از جنگ هاى داخلى در کابل
نغمه به اساس دعوت تلويزيون غير دولتى آريانا به کابل آمده است

خوب شما نظر تون را جع به نغمه بفرماید بگید که اصلا از آهنگای نغمه خوشتون میاد یا نه
این خبرو از کابل پرس گرفتم خوب بای
.....سوی منزلگه ویرانه خویش
ملک ستیز
لابابلابابلااااابببببببببببببببب
روانه کابل هستم. صبح زود، ساعت پنج صبح است. از مهمانخانه به سوی فرود گاه دوبی روانه هستم. راننده تکسی خالد پسر جانانه ای است. به قول خودش اهل هرات است و نه سال پیش به دوبی برای کار آمده، فارسی بسیار قشنگ صحبت میکند. در سرزمین شیخ نشینان مغرور، دیدن هموطن صمیمی خوشایند است و صبح خوبی رامژده میدهد. دوبی از غنی ترین شهرهای دنیاست، اینجا مرکز عبور و مرور سردمداران سرمایه است. برروی جاده های......................ادامه مطلب
بیییییییییییییییییییییییییییییی




یح کامل