من مصطفی یکی از نویسندگان وبلاگ شاید فراموش شده باشم ولی هرگز شما را فراموش نمی کنم
بعد از جدای از دوستانم در استانبول عازم ایران شدم بعد مدت ۲۲روز در زندانی به نام موش واقع در وان یکی از شهرهای ترکیه زندانی بودم روزهای که بدترین خاطرات عمرمن خواهند بود بعد گرفتار مافیا شدم
ومارا گروگان گرفته بودن خوشبختانه مقدار پول مورد نیاز انها را اماده کردیم وازاد شدم حال که بر گشتم دیگر هیچ نشانه ای از ان مصطفی گذشته ندارم مصطفی که همیشه درحال خوش گذرانی بود حال درسم را نمی توانم ادامه دهم باید سرکار بروم البته ناراضی نیستم از اینکه دارم سرکار می روم ولی از این ناراحتم که همه چیز هامو از دست دادم حتی همین میز کامپیوتر را شاید ما هی یکبار هم نتوانم فرصت پیدا کنم پشت ان بشینم ولی با این حال خوش حالم که دوستانم اشتباه مرا مرتکب نشدند
و حالا در یونان هستند دلم برات تنگ شده رها دوست دار تو مصطفی جی ال دیوونه حا لا می الم نیستم "

