سیداحمدشاه دولتی فاریابی 22/ 4 /2006
افغانهایهوداند یا آریائی؟
تحت عنوان بالانوشته یی ازکاندید اکا دمیسن اعظم سیستانی دربعضی از ویب سایت های ا نترنیتی مربوط به افغانهای بیرون مرزی انتشار یافته که قابل مکث است : سیستانی درمورد تاریخ تحلیلی افغانستان که مولف آن عبدالحمید محتاط میباشد درضدیت باوی مطالبی نوشته وتلاش کرده است برای تردید آن جملاتی را سرهم بندی کرده برای مغشوش گردانیدن اذهان خواننده ان به خورد آنها بدهد ، درحالیکه مولف تاریخ تحلیلی افغا نستان مبتنی برنونشته های مستشرقین شرق وغرب با ارایه فاکتها ودلایل ، گفته های خود راپیریزی نموده است ، جناب سیستانی بعنوان دفاع ازقوم پشتون با تذ کار جملات ودلایل نا منا سب به آتش نفاق قومی بنزین پیش کرده است ، او شاید متوجه نیست که دامن زدن به بی اتفاقی وتلاش برای مشتعل نگهداشتن جنجال افتراق ملی به نفع مردم افغانستان نیست ، تنها با عث خورسندی دشمنان اقوام ساکن درافغانستان خواهد شد، درنوشته های سیستانی که تلویحا ًبه اصالت ومحسنات یک قوم تاکید شده است این عمل مغایر با ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشراست که برتر شمردن قومی را بر قوم دیگرمجازنمیشمارد ومیگوید (تمام افراد بشر آزاد بد نیا می آیند وازلحا ظ حیثیت وحقوق باهم برابراند ، همه دارای عقل و وجدان میباشند وباید نسبت به یکد یگر با روح برادری رفتار نمایند ) . درماده هفتم قانون اساسی افغانستان نیز آمده است : ( دولت ، منشورملل متحد ، معاهدات بین الدول ومیثاقهای بین المللی راکه افغانستان به آن ملحق شده واعلامیه جهانی حقوق بشررا رعایت میکند ) باملاحظه این سطورسیستانی وبرتری جویان قومی متو جه خواهند شد که بعنوان مدافعین یکی ازاقوام ساکن در افغانستان
ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 توسط پیاده رو
سلام دوستان
حالتان که خوبه؟
بعد از مدتها تو نستم خودم بنویسم
خوب نمی دانم از کجا شروع کنم مدتی است که بد خر مون ت و گل مونده؟
مدتی است که از بیکاری ساعت ۴ صبح می خوابیم و ساعت ۱۲ ظهر از خواب بلند می شیم
این اوروپا ام بد جور ما رو پی چونده !!!!!
ما ام که نداریم ۳ و۴ هزار یورو که به یه جای برسیم
شما یه فکری به حال ما کنید
بعضی از دوستان می گن این ایران چی جایی بود ول کردیم
نظر شما چیه ؟
ایران واقعا چه جور جای؟
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 توسط پیاده رو
دنیایی بزرگ
ازدیاد آدمها بر روی شهر
اخطار هر روزه
تکرار هر روزه
سر در گمی ات در یک غروب
پشت چراغی قرمز

و یا نه ...
حتی خواندن تکه ای روزنامه
در می یابی
هجوم آدمها را.
پس چرا
کنار این عدد لبریز شده .
فقط یک ، یکی را نمی یابیم
شاید قالب بسته من
به تابش آفتاب سالها
شکلی دیگر گرفته.
و یا شاید آفتاب سرخی خود زا.
در سایه های درهم بنفش گم کرده.
ارسال در تاريخ سه شنبه نهم بهمن 1386 توسط پیاده رو


