تبليغاتX
وقتی صدایم را می شنوی
وقتی صدایم را می شنوی
مخصوص دختران وپسران افغانستان / منم توی اونه ماییم
الان که دارم می نویسم بغض در گلو دارم  توی که همین الان دارین این مطلبو رو می خوانی

شاید نمی دانی چه بغضی داره وقتی یک نامه رو می نویسی  که کاغذش گنجایش شو نداره

حرفا ریاد اما حیف که نمی شود بیشتر از ابن نمی دانم شاید ام نمی دانی که چه حسی حالی داری که مجبور باشی برای چند روزی اشکان مادرت را دربیاری

خودت نتانی گریه کنی

برای اینکه حق گریه کردن نداری

خودت از خانه بیرون می زنی بدون اینکه پدر یا مادر خبر شون کجا هستی

کجا می ری کی بر می گردی

اصلا بر می گردی یا نه؟

اون پدر مادر چه حالی دارن  وقتی می بین فرزند شان معلوم نیست به کدام قبرستان  رفته کی بر می گردن؟

این حال یکش اروزو داشت به آرزوش برسه که آرزو ام نبود

هر کدام دردی دارن که نمی توان گفت بخوام بنویسم گجایش نداره به خدا گنجایش نداره  مهاجرت دور شدن از خانه اونم به طول هزاران کیلومتر که معلوم نیست اون  چه خبره

 

 

 

 

ارسال در تاريخ سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 توسط پیاده رو

 

   احمد ظاهر هنر مند محبوب آسياى ميانه بود      

استاد ان موسيقى افغانى و تحليلگران معتقد هستند که احمد ظاهر هنرمند محبوب افغانستان ، ايران ، تاجکستان ،ازبکستان ،پاکستان ، ترکيه وهند بود.
احمد ظاهر پسر داکتر عبدالظاهر صدراعظم اسبق افغانستان ، شصت و يک سال ، قبل از امروز در ٢٣ جوزاى ١٣٢٥ در ولايت لغمان تولد،تحصيلات خودرا در ليسه عالى حبيبيه وبعداً در رشته تعليم وتربيه به سطح لسانس در هند تکميل نمود.
او هنوز نوجوانى بيش نبود که در ارکستر آماتور ليسه عالى حبيبيه شامل ودر مدتى کمى، لقب بلبل حبيبيه را کسب نمود.

یادگاری که همیشه می ماند
بعد از آنکه موسيقى غربى و شرقى را باهم مزج داد ، نوازندگان مشهور چون استاد اسماعيل اعظمى در ساکسفون ، استاد ننگيالى درترمپت ، عبدالله اعتمادى در جاز اورا همراهى ميکردند وکمپوز آهنگ هايش از طرف استادان شهيرکشور فضل احمد نى نواز، استاد سليم سرمست ، ترانه ساز و مسحور جمال ساخته ميشد.
انجنير صديق قيام موسيقار کشور در مورد کرکتر احمدظاهر به آژانس خبرى پژواک گفت که احمدظاهر هنرمند مردمى ،غريب دوست و وطن دوست بود هميشه يامحتاجين کمک مى نمود.
مثال خوب کمک وى با محمد جان خورد ضابط افسر ارکستر باندوى اردو بود.
وى در مورد ميافزايد که مردم در مورد رفتار و اخلاق احمدظاهر بادختران اشتباه مى نمايند، اين دخترها بود که احمدظاهر را اذيت مى نمودند نه احمدظاهر که دختران را اذيت نمايد.
پارچه آهنگ احمدظاهر تحت مطلع (( توپادشاهى هفت کشور )) در زمان حکومت سردار محمد داؤد مورد انتقاد کابينه قرارگرفت ؛ زيرا سردار محمد داؤد خان چهارپست عمده دولتى را کارمى نمود و براى مدتى نشر آن در استاديوى راديو افغانستان منع شد.
سرود ن آهنگ (( زندگى آخر سرآيد ، بندگى در کارنيست )) نيز در زمان حکومت طرفدار شوروى براى احمد ظاهر خالى از درد سر نبود و انگيزه ها ىمختلفى به طرفداران رژيم ايجاد مى نمود.
جوانشير حيدرى که فيلم زندگينامه احمدظاهر را بنام ( الماس شرق ) ساخته است به آژانس خبرى پژواک گفت که محبوبيت احمد ظاهر در افغانستان ،ايران ، تاجکستان ، ازبکستان ،پاکستان ،ترکيه و هند تثبيت است ، به اين ملحوظ ، فيلم زندگينامه اورا ( الماس شرق ) نام نهادند.
احمدظاهر دوبارازدواج نموده ، ازدواج باخانم اول در سال ١٣٥١ صورت گرفت که به جدايى انجاميد وازدواج دوم چهارسال بعددر سال ١٣٥٤ صورت گرفته است.
احمد ظاهر يک پسر ويک دختر دارد که فعلاً در ايالات متحدۀ امريکابسر ميبرند، ظاهره ظاهر همشيره احمدظاهر که در قصر سفيد ايالات متحده امريکا وظيفه ديکورو آرايشگرى را دارد زن وطن دوست ومعارف پروربوده که چندى قبل ،کمک ها ى اوباليسه زرغونه کابل تائيد کننده اين حقيقت است.
احمدظاهر راه پدررا که سياست بود تعقيب نه نمود وبه جهان موسيقى رو آورد ودرين زمينه آن قدر به کمال وجمال رسيد که در کنسرت هاى داخل وخارج از کشور، مردم به احترام اوبپا ميخواستند آهنگ ( واى باران ـ باران ) احمد ظاهر که شعر آن از حميد مصدق ايرانى است آنقدر شور وغوغا را در ايران برپا نمود که آنرا نيز جنبه سياسى و برضد شاه ايران دانستند.
احمد ظاهر در يک قضيه جنايى درزندان دهمزنگ زندانى بود که مادر عزيزش فوت نمود ، او را جهت تشعيع جنازه مادرش براى سه روز از زندان بيرون آوردند ، آهنگ پرسوز ( واى مادر من ) درزندان از طرف او زمزمه شده.
احمدظاهر بعداز تشعيع جنازه مادر گرامى اش، دوباره به زندان رفت تاروزيکه عروسى پسرحفيظ الله امين لمړى وزير ترکى بنام عبدالرحمن امين برپا ميشد درهمين روز عروس تقاضا نمود که احمد ظاهر از زندان رها ودر محفل عروسى بايد بخواند، همانا احمدظاهر از زندان دهمزنگ آزاد گرديد و در محفل عروسى خواندنى تحت مطلع ( اين توسن آيام چى خوشرام امين است ) را سرود.
احمدظاهر در آرشيف راديو افغانستان در حدود پنجصد آهنگ ثبت دارد ولى تلويزيون افغانستان صرف دو آهنگ ( ليلى ليلى جان و خدا بود يارت ) را ثبت نموده است.
احمدظاهر در ٢٤ جوزاى١٣٥٨ ه ش در دره سالنگ بطور مرموزى بقتل رسيد؛ فرداى همان روز ميتش بابدرقۀ هزاران نفرشهريان کابل اعم از مردوزن دختر وپسر به شهداى صالحين به خاک سپرده شد ؛ که درزمان زمامدارى طالبان کتاره مقبرۀ وى راباروحيه هنرستيزي تخريب کردند ، ولى يک سال قبل از امروز دوباره بازسازی شد شد.

ارسال در تاريخ دوشنبه یکم مرداد 1386 توسط پیاده رو
قالب وبلاگ